کد خبر: 1520498
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۵ - ۲۱:۲۷

عزاداری در دو فضای واقعی و مجازی با مطالعه موردی «حسينيه مجازی»

گروه وبلاگ: در ايام محرم كه دست‌ها و سينه‌ها از مجاز دنيا فاصله می‌گيرند و چشم‌ها در سوگ حقيقت گريانند، درهای دنيای مجازی هم بر تشنگان حقيقت گشوده‌است و سايت‌های عاشورايی بيش ‌از هميشه بازديدكننده دارند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، «الهه جعفری»، كارشناس ارتباطات، در گزارشی به مقايسه عزاداری در فضای واقعی و مجازی پرداخته و برای تبيين بهتر آن به مطالعه موردی يك «حسينيه اينترنتی» است.
بخش عظيمی از حيات مذهبی تشيع، مراسم عزاداری است و به عبارت ديگر، وجدان جمعی تشيع، در مناسك عزاداری تقويت می‌شود به‌طوری كه حتی يك عمل ساده مثل آب‌خوردن، در فرهنگ شيعه حالت «منسكی» پيدا می‌كند: «سلام بر حسين، لعنت بريزيد» دراين بين مراسم عاشورا نقش ويژه‌ای دارد. در سال‌های اخير ما شاهد ورود سبك‌های جديدی از عزاداری هستيم، ظهور عزاداری به‌سبك مجازی يكی ازاين سبك‌های جديد عزاداری است كه در سال‌های جديد مرسوم شده‌است. به عقيده‌ی نگارنده‌ی اين مقاله ظهور سبك جديد در عزاداری نوعی بازسازی دين مردم توسط خودشان است؛ تلاش مردم جهت خروج از سيطره‌ی قرائت رسمی. اين سبك، نوعی واكنش به فضای اخلاقی و مذهبی جامعه و نشان‌دهنده‌ی خروج از معيارهای رسمی نيز هست كه بانوعی هنجارشكنی در سبك همراه است. حلقه‌های اوليه اين مراسم‌ها را جوانان شكل داده‌اند.
اين‌هم به‌خاطر ميزان استفاده از اينترنت و فضای مجازی است كه درميان جوانان بيشتر از ديگر گروه‌های سنی است. در كل عزاداری در اين سبك جديد به سمت «رسانه‌ای شدن» گام برمی‌دارد. تغيير مكانی، ورود لحظات شورانگيز به فرآيند عزاداری از جمله مشخصه‌های سبك جديد به‌حساب می‌آيد. هيأت‌های جديد، به‌نوعی كوچنده‌اند يعنی از مكان‌های رسمی مثل مساجد و حسينيه ها جدا شده و به خانه‌های افراد راه يافته‌اند. در اين شيوه‌ی جديد، نمادهای مذهبی تغيير كرده‌اند يعنی ما در آن شاهد تعابير جديد از شخصيت‌های قديمی مذهبی‌مان هستيم و مشخصه‌ی ديگر آن، كم رنگ شدن مفهوم عقل و همچنين ترويج عشق و ديوانگی است. چيز ديگری كه در اينجا جالب است «اومانيزه» شدن چهره‌های مذهبی است. شخصيت‌های مقدس ديروز ما در اين شيوه يك وضعيت متضاد پيدا می‌كنند از طرفی آن‌قدر بالا می‌روند كه گاه جای خود خدا را نيز می‌گيرند و از طرف ديگر آن‌قدر زمينی می‌شوند كه ما از چشم و زلف و ابرويشان می‌گوييم. دانستن اين نكته كه دين و مسائل معنوی در زمان بروز و ظهور فناوری مدرن مجازی و عصر اينترنت در جوامع در چه وضعيتی قراردارند و آيا جايگاه دين و معنويت در جوامع نسبت به دوره‌ی قبل از اين فن‌آوری ضعيف يا تقويت شده‌است، می‌تواند جالب توجه و قابل تأمل باشد و ديدگاه جديدی از جوامع در عصر جديد به ما نماياند. بر همين اساس آشنايی با نحوه‌ی تعامل اين دو با يكديگر، خالی از لطف نخواهدبود.
جهان امروز كه با واژه «پسامدرن» (كه بسيار هم مورد سوء استفاده واقع شده) توصيف شده، يعنی «پساصنعتی» نيز هست. فضايی كه در آن، ظاهراً دين و مفاهيم دينی خود را به‌گونه‌ای
شگفت‌انگيز تحت تأثير علم و تكنولوژی می‌بيند ولی آيا واقعاً اين‌گونه است؟ واقعيت اين‌است كه ما در جهانی زندگی می‌كنيم، به نيايش می‌پردازيم و می‌گرييم كه دارای نظام‌های مخابراتی پيشرفته و تكنولوژی مدرن است، جهانی ديجيتالی و گيج‌كننده كه درحال تغييردادن همه چيز است. معنويت و دين، به‌سادگی زندگی ديجيتالی و تكنولوژی مدرن را می‌پذيرد و دين يك همزيستی شگفت‌آور با «فرهنگ مجازی» را به‌نمايش می‌گذارد. شايد، دليل اين امر آن‌است كه (به دور از تضعيف حساسيت‌های دينی) با استفاده ازتكنولوژی‌های پيشرفته ارتباطی تبليغ معارف دينی بسيار آسان گشته و فضايی جديد فراهم آمده‌است؛ يك فضای سايبرنتيكی برای پنداشت دينی زيرا اگر دين، احساس ما را درخصوص واقعيت تغييرداده و موجب می‌شود كه احساس ازپيش تنظيم‌شده‌ی ما درخصوص امر واقعی و امر ممكن به‌واسطه‌ی اينكه در معرض چيزی فراواقعی قرار گرفته‌ايم تغيير كند؛ انقلاب ارتباطاتی نيز توانسته‌است درمورد «واقعيت مجازی» با ضربه‌زدن به موس، قدرت «ديدن» پايگاه‌های اطلاعات‌رسانی در فضای سايبرنتيكی را به‌ما ببخشد و بر مفاهيم دينی بيفزايد. ما دگرگونی در احساس خويش را (در مورد آنچه كه واقعی است) آغاز كرده‌ايم. اما آيا اين، همان چيزی نيست كه هر شخصيت دينی (از انبيای دينی تا مبلغان تلويزيونی) رويای تحقق آنرا درسر داشته‌اند؟ آيا ظهور اين امر پايان تسلط واقعيت مادی و گشودن ديدگان ما (به گونه‌ای ديگر) با گستره‌ای فراتر از واقعيت، كه محدوده‌های تحميل‌شده بر ما به‌واسطه‌ی «حضور» و «فعليت» را از بين می‌برد، نيست؟ آيا اين همان چيزی نيست كه از هنگامی كه موسی(ع) تبر خويش را به‌دست گرفت و به‌سوی گوساله طلايی رفت (چون سامری سعی داشت تعالی خداوند را با موضوعی فيزيكی بيالايد) قصد انجامش را داشته‌است؟ اما چگونه ممكن است كه تا نهايی‌ترين حد، به‌ خدا عشق بورزيم درحالی كه همچنان به تكنولوژی مدرن نيز عشق می‌ورزيم و از مضامين غيرواقعی، مجازی و خيالی تكنولوژی هم لذت می‌بريم؟
سوال اصلی من دراين مقاله كه به‌دنبال پاسخگويی به ‌آن هستم اين‌است كه آيا واردشدن دين به عرصه مجازی باعث سطحی‌شدن دين شده‌است و يا می‌توان به ‌اين نوع از عزاداری به‌عنوان كامل‌كننده‌ی دين نگاه‌كرد.
من در اين مقاله برآنم كه با استفاده از مقايسه‌ی اين دو شيوه عزاداری و مطالعه موردی روی يك حسينيه اينترنتی به سوال خود پاسخ دهم.
برای روشن‌تر شدن موضوع ابتدا تعريفی از دين مجازی را ارائه می‌كنم.
همه‌ی اديان داری يك وجوه عينی، محسوس و با بدن می‌باشد كه به‌عنوان مثال در تعاليم اسلامی در شعائر دينی مثل نماز، حج، كمك و احسان به‌ديگران، پرداخت خمس و ذكات و يا حتی روزه تعين پيدا می‌كند كه البته همه اين‌ها از يك وجه غالب و عميق قلبی و ايمانی نيز برخوردار هستند كه فرد را با عالم غير مادی مرتبط می‌كند، ولی در و بر همه اعمال فردی و اجتماعی اثر می‌گذارد. بنابراين می‌توان گفت كه محتوای دين ابعاد عينی و واقعی و درعين‌حال وجوه ذهنی و مجازی دارد. با اين نگاه مجازی بودن امر دينی، قدمتی به بلندای تاريخ دين دارد. اما واقعيت مجازی‌شدن دين، پديده‌ای است جديد كه با آميختگی كامپيوتر با امور دينی، بوجود آمده‌است. كه تلاش می‌كند تمامی حس دينی اعم از اعتقادات دينی، مراسم و شعائر دينی، انديشه‌های آزادی‌بخش دينی و مبارزات دينی را به‌فضای واقعی مجازی منتقل كند. مكسول (343-2002). وجه اشتراك دين و فضای مجازی را در فرامادی بودن و فرافضا بودن و يا به‌تعبيری می‌توان گفت به جهان ديگری تعلق‌داشتن اين‌دو می‌داند. لذا با اين نگاه، اينترنت يك‌نوع دين می‌باشد. اين نگاه كه اينترنت يك دين است، بر مقدس‌ بودن و فرامكان بودن آن تأكيد می‌كند و به‌نوعی رابطه با فضای دينی و فضای مجازی را شبيه‌سازی می‌كند. (عاملی-1384 )
ما در فضای مجازی با شبيه‌سازی زندگی واقعی و عناصر آن زندگی واقعی خود را در فضای مجازی بازسازی می‌كنيم. در عزاداری هم عناصری وجوددارد كه ما با شبيه‌سازی آن در فضای مجازی، اين فضا را هرچه بيشتر شبيه دنيای واقعی خود می‌كنيم. عزاداری نياز به يك مكان دارد. فضايی كه اين حال و هوای عزاداری را درما ايجادكند. در اين حسينيه مجازی قالب سايت به‌گونه‌ای طراحی‌شده كه فضای حسينيه و مساجد را برای ما تداعی می‌كند. حاشيه قالب سايت را همانند كاشی‌كاری‌های مساجد و معماری اسلامی طراحی كرده‌اند.
در وسط كادر شعر معروف «باز اين چه شورش است...» را نوشته به‌همان صورت كه در مساجد و حسينيه‌ها پارچه‌ی مشكی می‌زنند. ايجاد چنين فضايی سبب شده‌است كه دنيای مجازی ما نيز رنگ و بويی عاشورايی داشته‌باشد. ما با هرچه شبيه‌تر‌ كردن فضای مجازی به زندگی واقعی خود احساس نزديكی بيشتری با اين فضا می‌كنيم.
اين حسينيه نيز مثل حسينيه‌های واقعی قبل از شروع محرم برای خود تبليغاتی را به‌راه‌انداخته و از يك هفته قبل در سايت تبليغات خود را آغازكرده و درمورد برنامه‌هايش اطلاع‌رسانی می‌كند.
اما در مورد محتوا و متن سايت و اين حسينيه اينترنتی! اگر شما در مراسم مذهبی محرم شركت
كرده‌باشيد می‌دانيد كه ابتدا سخنرانی درمورد مسائل مرتبط با عاشورا به سخنرانی می‌پردازد و
بعد مداحان به روضه‌خوانی و مداحی می‌پردازند. دراين حسينيه نيز برنامه به‌همين ترتيب‌است، ابتدا جدول سخنرانی‌ها و بعد جدول نوحه‌خوانی با عنوان آوای غم قراردارد.
به‌ترتيب از شب اول تا شب سی‌ام برای هر شب سخنرانی تهيه شده‌است. اين سايت يك حسينيه اينترنتی تمام و كمال است، با انواع سخنرانی، نوحه، مراسم عزاداری و فيلم از حرم امام حسين(ع). اما عزاداری به سبك اينترنتی چه نكات مثبت و منفی را در خود جای‌ داده‌است.
نقدهای زيادی به‌اين شيوه جديد عزاداری از سوی مذهبيون به‌خصوص مذهبی‌های سنتی شده‌است. كه پاره‌ای ازاين نقدها را ما ذكر می‌كنيم؛ منتقدين اعتقاددارند رفتن به‌سمت عزاداری مجازی باعث ازبين بردن تقدس مكان‌های عزاداری شده و عزاداری را از مساجد و حسينيه‌ها به خانه برده‌است و اين سبب شده كه حس جمعی و كاركرد جمع‌گرايی دين كم‌شود. نكته ديگری كه ازآن انتقاد می‌شود اين است كه فرد را منفعل‌كرده، چون فرد در جمع قرار نمی‌گيرد و هنجارهای محيط جمعی او را به حركت وادار نمی‌كند. يكی از كاركردهای دين براساس نظريه «دوركيم» ايجاد حس جمعی در بين افراد است و او دين را از نقطه نظر آثار وظايف اجتماعی تعريف می‌كند. دين دستگاهی از باورها و آداب است، در رابطه با مقدساتی كه مردم را به‌صورت گروه اجتماعی به‌يكديگر پيوند می‌دهد. همين جامعه‌شناس فرانسوی درجای ديگر با تأكيد بر جنبه اجتماعی دين آنرا اين‌گونه تعريف می‌كند: دين عبارت‌است از نظام واحدی از باورداشت‌ها و عملكردهای مرتبط به امور مقدس است. اموری كه جدا از چيزهای ديگر انگاشته‌شده و در زمره محارم به‌شمار می‌آيند، اين باورداشت‌ها و عملكردها، همه كسانی را كه به آنها پايبند هستند در يك اجتماع اخلاقی واحد به نام كليسا يا معبد می‌آورد.
اگر به خواهيم براساس نظر «دوركيم» به اين حسينيه اينترنتی نگاه كنيم نقدی كه به آن وارد است اين كه آن مكان مقدس كه افراد درآن كنار هم جمع می‌شدند و به مناسكی هماهنگ می‌پرداختند، كه همان مناسك باعث ايجاد حس جمعی در بين آنها می‌شود، اين حسينيه اين مكان مقدس را از ميان برداشته‌است و به همين دليل حس جمعی كه بايد ايجاد شود از بين رفته‌است. اما عزاداری مجازی كاركردهای مثبت و خاص خود را دارد نه‌تنها دين را سطحی نكرده‌است، بلكه باعث عمق‌بخشيدن به مطالب آن نيز شده‌است.
البته ذهنيت دينی كه درواقع همان عنصر ذاتی مجازی دينی را تشكيل می‌دهد، از قدرت و سرعت انتقال بسيار بالا برخورداراست و ويژگی همه‌جايی و فراگيربودن درآن وجوددارد. اما وقتی به عينيت‌های دينی يعنی شعائر و مناسك دينی منتقل می‌شويم، ظرفيت‌های آن محدود به زمان خاص و مكان خاص است. (برای مثال نماز جمعه بايد حتماً در روز جمعه و در مسجد مركزی برگزار شود) در فضای مجازی فرد در هر زمان و هر لحظه بر اساس، «ذوق و علاقه فردی» می‌تواند وارد فضاهايی دينی شود. ( برای مثال شما به غير از ايام محرم می‌توانيد وارد سايت شويد و در فضای حرم امام حسين(ع) عزاداری كنيد.) فضای مجازی با استفاده از فضای متصل، فرد را در هر مكانی با هر فاصله ای در جريان اعمال دينی همان لحظه و زمان قرار می‌دهد و درعين حال امكان تعامل با جمع را خارج از مكان فراهم می‌آورد.
فضای مجازی محدوديت‌های زمانی و مكانی را از بين می‌برد، لذا عزاداری در مكان‌های متفاوت برای عزادارن امكان‌پذير است. محدوديت و مرزهای مكانی و زمانی يا به حداقل می‌رسد و يا به طور كامل از بين می‌رود. (برای مثال شما با حضور در يك مكان در مكان ديگر نمی‌توانيد باشيد) با بازكردن صفحه مشابه عزاداری روی صفحه كامپيوتر می‌توانيد به‌طور هم‌‌ زمان از فضای زيادی استفاده كنيد.
عزاداری مجازی از يك‌سو يك كاربر را در يك فرايند فعال تعاملی قرار می‌دهد، چرا كه انتخابگر است، همراهی مشاركتی دارد و پاسخگو است و از يك‌سو كاربر منفعل‌ است، چراكه درمعرض جمع قرار نمی‌گيرد و هنجارهای محيط جمعی او را به حركت وادار نمی‌كند. اگرچه همين خصيصه در معرض جمع نبودن، می‌تواند به‌عنوان يك ظرفيت برای عمل فعال و تقويت حوزه عمل ارادی انسان محسوب شود. ولی اين محدوديت را هم ايجاد می‌كند كه در معرض ناخواسته‌های مجازی و يا هنجارهای مجازی كه دائم بدون درخواست در معرض فرد كاربر قرار می‌گيرد. وجود آگهی‌های مجازی و يا ظهورهای ناگهانی كه در قالب آگهی يا پيام‌های مجازی در معرض ديد فرد قرار می‌گيرند، نمونه فضاهای هنجاری و ناخواسته مجازی است.
در فضای واقعی جماعت‌های عزادار در محله‌ها، تكايا و يا مساجد خاص برای گروه خاص و مكتب‌گری خاص شكل می‌گيرد. فضای مجازی حصر مكان، زمان و حتی جماعت را می‌شكند و فضای‌های ملی فراگير را برای همگان به‌وجود می‌آورد. به‌اين طريق نگاه غريبانه و رمزآلود به افرادی از مكان‌ها و آداب و سنن ديگر از بين می‌رود. بنابراين دين مجازی می‌تواند تعداد پيروان مورد علاقه و در عين‌حال خارجی دين را افزايش‌دهد. لذا به تعبير «رولند رابرتسون»(1992) خاص‌گرايی و عام‌گرايی دينی در عرصه جهانی و فراملی امكان‌پذير می‌شود. در اين موارد تنها بخشی از كاركردهای بارز و برجسته عزاداری مجازی را ذكر كرديم ولی اين عزاداری كاركردهای ديگری مثل آشنايی اقوام و قوميت‌ها با آداب يكديگر، هميشه در دسترس بودن مطالب، امكان استفاده مجدد از يك سخنرانی و يا يك مراسم و... را برای ما فراهم می‌كند.
حال دوباره به سوال اوليه مقاله خود باز می‌گرديم كه آيا رفتن عزاداری به‌سمت مجازی و دنيای مجاز باعث از ميان رفتن تقدس عزاداری و مناسك آن شده‌است؟ و آيا اين نوع عزاداری باعث سطحی شدن عزاداری و فضای مراسم شده‌است؟ به اعتقاد نگارنده اين مقاله واردشدن عزاداری به دنيای مجازی و ادغام آن با تكنولوژی‌های جديد ارتباطی باعث شده‌است كه امكاناتی برای مخاطب فراهم‌شود كه تا قبل از اين برای او وجود نداشته‌است. استفاده مجدد از يك مطلب اين امكان را به مخاطب می‌دهد كه از مطالب به‌طور كامل استفاده‌كند و با توجه به لينك‌هايی كه در سايت وجوددارد مخاطب می‌تواند به اطلاعات ديگری از اين موضوع دست پيدا كند و با استفاده از مطالب تكميلی آن مخاطب به عزاداری خود عمق می‌بخشد. اما بر اساس نظريه‌ی «دوركيم» اين نوع از عزاداری باعث‌شده كه حس جمع‌گرائی كه يكی از مهم‌ترين كاركرد‌های دين است ازبين برود و اين بزرگترين نقطه ضعف اين شيوه از عزاداری و مناسك مذهبی می‌باشد ولی دركل اين دو نوع عزاداری می‌توانند برای كامل‌كردن يكديگر گام بردارند و نقاط ضعف همديگر را در كنارهم پوشش‌دهند.
منابع و مآخذ:
1.الياده .ميرچا (1372) رساله در تاريخ اديان . ترجمه جلال ستاری .تهران . انتشارات سروش
2 .تامسون . كنت (1381) دين و ساختار اجتماعی . ترجمه علی بهرام پور /حسن محدثی . تهران . انتشارات كوير
3. كاستلز . مانوئل (1380) عصر اطلاعات : قدرت ، جامعه،فرهنگ( قدرت هويت).ترجمه حسن چاووشيان . تهران . انتشارات طرح نو
4.گيدنز .آنتونی (1376)مبانی جامعه شناسی . ترجمه منوچهر صبوری . تهران . انتشارات نی
5.عاملی. سعيد رضا (1384)دين مجازی و دو فضايی شدن محيط دينی . تهران . ارائه شده در همايش دين و رسانه
6. آشنا.حسام الدين .(1384) اجتماع محوری در محيط سايبردينی . تهران . ارائه شده در
همايش دين و رسانه
7 . ناظم‌زاده . سيدعلی. (1384) نگاه جامعه‌شناختی به نهضت حسينی . نشريه الكترونيكی فصل نو
8 . خانيكی . هادی . (1384) دينداری در جامعه شبكه‌ای . تهران . ارائه‌شده در همايش موسسه گفتگوی اديان











captcha